ترنم تو

در باب امر به معروف و نهى از منکر، این مسأله مطرح است که مرز این کار کجاست؟ بنده و شما که باید امر به معروف و نهى از منکر کنیم، تا کجا باید جلو برویم؟

یک وقت است که امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنیم و هیچ گونه آسیب و خطرى متوجه ما نیست، اگر نکنیم فقط تنبلى کرده‏ایم؛ حقیقت را مى‏گوییم بدون اینکه اگر بگوییم خطرى متوجه ما شود، نهى از منکر مى‏کنیم بدون اینکه خطرى متوجه مال، آبرو و جان ما شود. تا اینجا را همه قبول مى‏کنند. اما اگر به اینجا رسید که اگر بنا شد من امر به معروف و نهى از منکر بکنم ضررى به مال من مى‏رسد، بکنم یا نه؟ اگر امر به معروف و نهى از منکر کنم ضررى به حیثیت و آبروى من مى‏رسد، به من فحش مى‏دهند، مرا کتک مى‏زنند، آبرویم را مى‏برند، به من تهمتها مى‏زنند، بکنم یا نه؟ اگر امر به معروف و نهى از منکر کنم جانم در خطر قرار مى‏گیرد، کشته مى‏شوم، بکنم یا نکنم؟


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩ ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط رضوان زندیه | نظرات ()

یادت هست بانوی آیینه ها به مناسبتی در رستاخیز خطاب به نستوه نوشته بودم، جناب علی محمد مودب شاعر می گوید:

صحرایی جسته ام / بیابانی که سحرم می کند/ ماه شب ها / و ابدیت شن هایش/ و مورچگانش / چون شادی هایی خرد / گرم آمد و شدند / بیابانی که ناله ی پلنگان و شیران را / به خواب هم نمی بیند / اما هر از گاهی شغالی به دریوزه / حفره های زمین اش را می بوید / یا مارمولکی / به آفتابش / چشمکی می زند / جنگل ها دیوانه ام نمی کنند / که هر یک تکیه داده به شانه ی کوهی / با داشته هایشان / در برابرم سبز می شوند / بیابانم را دوست دارم / و بارانی را / که تطهیر کند / فضایل مورچگانش را / بیابانم را دوست دارم / و قافله ها و قبیله های سرگردانش را / و بارانی را / که بشورد ( بشوید و بشوراند ) / گیسوان دختران زنده را / از خاک های جاهلش / بیابانم را دوست خواهم داشت / دوست خواهم داشت / دوست خواهم داشت / تا آنگاه که / باغستانی باشد وحشی / تا آنگاه که جنگلی باشد مهربان / که تک تک گیاهانش را / انگشتان من / خواسته باشند.


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط رضوان زندیه | نظرات ()

المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض. مردان مومن و زنان مومن برخی نسبت به برخی سرپرستی دارند. هر جا در قرآن بعض و بعض می آید یعنی هیچ فرقی نمی کند، دو طرفی است و ما از این قبیل در مورد زن و مرد زیاد داریم.


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩ ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط رضوان زندیه | نظرات ()

 اى مفضّل! شکاکان از علل و مقاصد خلقت چیزى ندانستند و از تأمّل در نظم حکیمانه آفرینش و استوارى کار آفریدگار ناتوان ماندند و در آفریده‏هاى گونه‏گون که در خشکى و دریا و کوه و دشت پراکنده است یکى را هم به ژرفى ننگریستند. و به سبب نارسایى اطلاعات خود به انکار پرداختند؛ آنان را ضعف بصیرت به تکذیب و لجبازى انگیخت، تا چنان شد که منکر آفرینش چیزها شدند و ادعا کردند که پیدایش آنها بى‏سبب است و صنعت و تقدیرى در آن دیده نمى‏شود و حکمت مدبّر و صانعى به آن راه ندارد. خدا برتر است از آنچه وصف مى‏کنند ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه ٢۳ مهر ۱۳۸٩ ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ توسط رضوان زندیه | نظرات ()

درکافی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:

 

خداى تعالى هر گاه اراده کند تا نطفه‏اى را که قبلا در صلب آدم بوده و از او پیمان گرفته، بیافریند، و آنچه در ازل در صلب آدم براى آن نطفه نوشته است به مرحله ظهور برساند، مرد را تحریک مى‏کند تا با زن در آمیزد و به رحم زن وحى مى‏کند که خود را براى فرو رفتن نطفه در درونت باز کن، تا قضا و قدر نافذ من در تو تحقق یابد؛ رحم دهانه خود را باز مى‏کند و نطفه به رحم مى‏رسد و چهل روز در رحم تردد مى‏کند و مى‏چرخد تا به صورت "علقه" در آید، چهل روز هم به این صورت مى‏ماند، بعد "مضغه" مى‏شود، و پس از چهل روز گوشتى مى‏شود که لابلاى آن رگ هایى چون تورى بافته شده پیدا مى‏شود.


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط رضوان زندیه | نظرات ()