|
در باب امر به معروف و نهى از منکر، این مسأله مطرح است که مرز این کار کجاست؟ بنده و شما که باید امر به معروف و نهى از منکر کنیم، تا کجا باید جلو برویم؟ یک وقت است که امر به معروف و نهى از منکر مىکنیم و هیچ گونه آسیب و خطرى متوجه ما نیست، اگر نکنیم فقط تنبلى کردهایم؛ حقیقت را مىگوییم بدون اینکه اگر بگوییم خطرى متوجه ما شود، نهى از منکر مىکنیم بدون اینکه خطرى متوجه مال، آبرو و جان ما شود. تا اینجا را همه قبول مىکنند. اما اگر به اینجا رسید که اگر بنا شد من امر به معروف و نهى از منکر بکنم ضررى به مال من مىرسد، بکنم یا نه؟ اگر امر به معروف و نهى از منکر کنم ضررى به حیثیت و آبروى من مىرسد، به من فحش مىدهند، مرا کتک مىزنند، آبرویم را مىبرند، به من تهمتها مىزنند، بکنم یا نه؟ اگر امر به معروف و نهى از منکر کنم جانم در خطر قرار مىگیرد، کشته مىشوم، بکنم یا نکنم؟
یادت هست بانوی آیینه ها به مناسبتی در رستاخیز خطاب به نستوه نوشته بودم، جناب علی محمد مودب شاعر می گوید: صحرایی جسته ام / بیابانی که سحرم می کند/ ماه شب ها / و ابدیت شن هایش/ و مورچگانش / چون شادی هایی خرد / گرم آمد و شدند / بیابانی که ناله ی پلنگان و شیران را / به خواب هم نمی بیند / اما هر از گاهی شغالی به دریوزه / حفره های زمین اش را می بوید / یا مارمولکی / به آفتابش / چشمکی می زند / جنگل ها دیوانه ام نمی کنند / که هر یک تکیه داده به شانه ی کوهی / با داشته هایشان / در برابرم سبز می شوند / بیابانم را دوست دارم / و بارانی را / که تطهیر کند / فضایل مورچگانش را / بیابانم را دوست دارم / و قافله ها و قبیله های سرگردانش را / و بارانی را / که بشورد ( بشوید و بشوراند ) / گیسوان دختران زنده را / از خاک های جاهلش / بیابانم را دوست خواهم داشت / دوست خواهم داشت / دوست خواهم داشت / تا آنگاه که / باغستانی باشد وحشی / تا آنگاه که جنگلی باشد مهربان / که تک تک گیاهانش را / انگشتان من / خواسته باشند.
المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض. مردان مومن و زنان مومن برخی نسبت به برخی سرپرستی دارند. هر جا در قرآن بعض و بعض می آید یعنی هیچ فرقی نمی کند، دو طرفی است و ما از این قبیل در مورد زن و مرد زیاد داریم.
اى مفضّل! شکاکان از علل و مقاصد خلقت چیزى ندانستند و از تأمّل در نظم حکیمانه آفرینش و استوارى کار آفریدگار ناتوان ماندند و در آفریدههاى گونهگون که در خشکى و دریا و کوه و دشت پراکنده است یکى را هم به ژرفى ننگریستند. و به سبب نارسایى اطلاعات خود به انکار پرداختند؛ آنان را ضعف بصیرت به تکذیب و لجبازى انگیخت، تا چنان شد که منکر آفرینش چیزها شدند و ادعا کردند که پیدایش آنها بىسبب است و صنعت و تقدیرى در آن دیده نمىشود و حکمت مدبّر و صانعى به آن راه ندارد. خدا برتر است از آنچه وصف مىکنند ...
درکافی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: خداى تعالى هر گاه اراده کند تا نطفهاى را که قبلا در صلب آدم بوده و از او پیمان گرفته، بیافریند، و آنچه در ازل در صلب آدم براى آن نطفه نوشته است به مرحله ظهور برساند، مرد را تحریک مىکند تا با زن در آمیزد و به رحم زن وحى مىکند که خود را براى فرو رفتن نطفه در درونت باز کن، تا قضا و قدر نافذ من در تو تحقق یابد؛ رحم دهانه خود را باز مىکند و نطفه به رحم مىرسد و چهل روز در رحم تردد مىکند و مىچرخد تا به صورت "علقه" در آید، چهل روز هم به این صورت مىماند، بعد "مضغه" مىشود، و پس از چهل روز گوشتى مىشود که لابلاى آن رگ هایى چون تورى بافته شده پیدا مىشود. |
درباره وبلاگ
آذر ۸٩ آبان ۸٩ مهر ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ تیر ۸٩ خرداد ۸٩ اردیبهشت ۸٩ فروردین ۸٩ اسفند ۸۸ بهمن ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ شهریور ۸۸ امرداد ۸۸ تیر ۸۸ پیوندها
آيينه
من باب اطلاع(۱٤) |